مصطفى النوراني الاردبيلي
525
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
سبح الكتان ، كشوت است سبق اسم سيح است سپبكا درختى است كه از سفيدى استخوان پيدا شده سپلى اسم پهپكى است سپورسچا اسم بجوره است سبوقه حاقطى است سپندان گرد خردل است سبوكان صفصافت سبوس سبزقبا : بلغت اصفهانى شقراق است سپيداب از زير اسم سفيد است سپيد باه شورباى ساده است سپيه نوعى ماهى است ستاك شاخ نوبر آمده درخت است ست به هندى چيزى است كه بر آتش يا آفتاب خشك كنند ستا پشپ اسم گل پرنيدريك است ستاتوس اسم دوب سياه است ستاريه ابريشم است ستاچهتر اسم گوهل سفيد است ستارى به هندى آب درخت سپاريست ستاور به هندى پلى پيچرا گويند ستابرى و ستاورى بوز ايران است ست پترى هندى كوچاست ست پوره زخم و بلغم و جذاب را نافع و مسهل است